مرتضى مطهرى

118

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

به غزنوى نوشته‌اند ، اغلب جزء كس و كارهاى آنها بوده‌اند . كسانى كه تاريخ صفويه را نوشته‌اند جزء كس و كارهاى خود آنها بوده‌اند ، همين‌طور تاريخ قاجاريه ، و قهراً اينها تاريخ را طورى مىنوشته‌اند كه مطابق ميل اربابهايشان باشد . بنابراين چگونه مىشود به اين حرفها اعتماد كرد ؟ ديگر اينكه غير از افرادى كه اجير بوده و مطابق ميل ديگران مىنوشته‌اند ، افراد ديگرى هم كه اجير نبودند لااقل به عقيده‌اى وابسته بودند ؛ دچار يك تعصب وطنى ، مذهبى و غيره بوده‌اند . اينها هم به فرض اينكه نمىخواستند دروغ بنويسند ، ولى وقايع را انتخاب مىكردند ، غربال مىكردند ؛ يعنى از وقايعى كه اطلاع داشتند ، آن را كه با فكر و عقيده‌شان متناسب بود نقل مىكردند و آن را كه با عقايدشان متناسب نبود نقل نمىكردند ، دروغى هم نگفته بودند . مورخ با انبوهى از وقايع روبرو مىشود ، از آنها چيزى را انتخاب مىكند . معلوم است ، وقتى چيزى انتخاب بشود چهرهء قضيه فرق مىكند . در همان جا گفتيم كه بالاخره در زندگى هر كسى زشتيها هست ، زيباييها هست و بيوگرافى واقعى هركسى آن است كه مجموع زشتيها و زيباييها را آنچنان كه بوده بنويسند ، مثل چهره‌اى كه وقتى مىخواهند ترسيمش كنند آن وقت آن را ترسيم كرده‌اند كه تمام جزئياتش را ترسيم كرده باشند . اگر بخواهند بعضى را انتخاب كنند و بعضى را دور بريزند چيز ديگرى از آب درمىآيد . زيباييهايش را انتخاب كنند زشتيهايش را دور بريزند ، چهرهء زيبايى در مىآيد كه با واقعيت تطبيق نمىكند . زشتيهايش را بگيرند زيباييهايش را دور بريزند ، باز چهرهء ديگرى در مىآيد غير از آن چيزى كه در واقع هست . از اين جهت عده‌اى آمده‌اند اعتمادشان را از وقايع تاريخى به كلى بريده و گفته‌اند به هيچ كتاب تاريخى نمىشود اعتماد كرد . چنان كه به اين روزنامه‌ها كه وقايع روز ما را مىنويسند چقدر مىشود اعتماد كرد ؟ هر قضيه‌اى كه انسان خودش اطلاع داشته باشد و بعد از اطلاع او در روزنامه آمده باشد و از روزنامه بخواند مىبيند كه بدون كم و زياد نيست . فقط انسان در مورد قضايايى كه اطلاع ندارد كمى به روزنامه اعتماد مىكند يعنى اشتباه مىكند ، والّا قضايايى كه اطلاع دارد ، تا نگاه مىكند مىبيند كه كم يا زياد شده است . به قولى اين روزنامه‌ها مثلًا اطلاعات و كيهان هر دوشان متفقاً تقويم ساعت را مىنويسند كه اذان ظهرچه ساعتى ، اذان صبح چه ساعتى . هر دو از دكتر عباس رياضى كرمانى است ( روزنامهء رستاخيز هم ديدم مىنويسد ) . همان را دو سه جور مىنويسند . ما كه يك دكتر عباس رياضى بيشتر نداريم . اين دكتر عباس رياضى هم - حالا درست استخراج كرده يا غلط ، حساب ديگرى است - مسلّم تقويم را يك جور به همهء روزنامه‌ها داده ، ولى يكى مىنويسد مثلًا اذان صبح ساعت پنج و نوزده دقيقه ، ديگرى مىنويسد پنج و هفده دقيقه . از اينجا مىفهميم كه وقايع ديگر اينها از چه قرار است ! اين ، معنى بىارزشى تاريخ است . تازه مورخ ، آن كسى است كه وقايع را در آن زمان نوشته